
تصوير 1. ارقام هندي ـ بيزانسي (سدهٴ چهاردهم؟) در نسخهٴ شمارهٴ 32 كتابخانهٴ مجلس يونان در آتن.
و شايد مقدم بر پلانودس است). نئوفيتوس كاربرد صفر را (Thiphra ؛ واژهٴ داراي ريشهٴ سامي يا لاتيني است Cifra ,Zifra و غيره) به صورت نوعي توان كه بالاي اعداد قرار ميگيرد بيانميكند (تصوير را ببينيد). صفري كه بر بالاي رقمي قرار ميگيرد آن را به مضرب ده ميرساند، دو صفر (يا نقطه) به صد، و سه صفر به هزار؛ علامت آخري يعني 1 با چهار نقطه در بالايش به معني 10,000 است، ارقام عربي با استفاده از حروف يوناني شرح داده شده است. بايد توجه داشت كه رقم پنج عربي (همان شكل صفر لاتيني يا هفتاد يوناني قديم را دارد) موجب افزايش اشتباه ميشود.
4. آندرياس دارماريوس كاتب در نسخهٴ خطي كتابخانهٴ اسكوريال (17,фII) ارقام
الفبايي و هندي را تركيب كرده است، بهصورت
(1570 = ) εν
τ ω ,αφ 70 . و اين آخري است. بايد بهخاطر داشت كه دارماريوس در نيمهٴ دوم سدهٴ شانزدهم ميزيست .
(1908، 2,161,205, Sandys)، يعني در عصر سيمون استوين، ولي سنت نابخردانهاي را دنبال ميكرد كه سه قرن پيش آغاز شده بود، يعني زماني كه فضلاي بيزانسي ارقام هندي را كشف كردند. اين به ماكمك ميكند تا دريابيم كه اغتشاش ذهني آنان در اصل به خاطر تلاششان براي پذيرش ارقام تازه بدون كنار گذاشتن ارقام كهنه بود؛ آنان سنت عددنويسي تازه را (كه بر پايهٴ ارزش ترتيبي و صفر بود) درك نكردند تا به خوبي دريافتند كه قابل قياس با عددنويسي كهنه نيست.1
1. براي درك درست مشكلات آنان لازم است به خاطر داشته باشيم ارزش عددي حروف تا چه
اندازه در ذهنشان ريشه دوانيده و قرنها ادامه يافته بود. مثلاً براي آنان اين نوعي
جناس بود كه در پايان دعاهايشان به جاي آمين دو حرف كاپا و تتا را مينوشتند كه
ارزش عددي آنها 9+90 بود (برابر αμην).
همين 99=50+8+40+1 جناس در پاپيروسي از سدهٴ پنجم يا ششم ديده ميشود (P.Oxyr 925). نك:
A. S. Hunt and C.C. Edgar: Select papyri (1, 441, London 1932) John
Garrett Winter: Life and letters in the papyri (p. 189, (Ann Arbor 1933).